۱۳۸۹ آبان ۲۹, شنبه

پرنده

- به جون خودت که اگه نباشی میخوام دنیا نباشه!
چیه خوب چرا اینجوری نگام می کنی؟
من می دونستم اینجوری عذاب می کشی!
درواقع خواستم تورو بی قید و بند ببینم
و شاد، هر جوری دوس داری زندگی کنی!
امیدوارم که همیشه خوشحال ببینمت.
و دخترک پرنده را رها کرد.غافل ازینکه دلش
گیره پرنده بود! و هرلحظه منتظر شنیدن اوازش!!!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر