۱۳۸۹ خرداد ۱۰, دوشنبه

بخاطر

تانگاه میکنی
!برفها اب می شوند
تعجب میکنی
نفس می کشم؟..

روز میلاد بانوی دوعالم حضرت زهرا ع گرامی باد

سمانه یه نگاهی بهم میکنه ومیگه: یادت که میمونه رفتی بازار رضاع حتما یه کادوی توپ
توپ هم برا من میخری. میخوام چهار شنبه که همه با هم میریم خونشون بهش بدم.
یه نگاهی بهش میکنم ومیگم اااا مگه فقط تو میخوای براش کادو بخری.بقیه ی بچه ها کشکند دیگه!
میگه : نه اما اون برامن یه چیز دیگه است.رفتارش.مهربونیاش گفتارشودوست دارم.منو یاد...
بعد دیگه چیزی نمیگه واه میکشه. هردوتا چشاشو با دستاش میماله .میدونم چرا اما سرمومیندازم پایین که راحت باشه.بعد لحظه ای که سرمو بالا میگیرم.اسمون سه تا شده. شفاف درخشنده وابیه ابی.اما این دوتا اسمون یه کم سرختر.!