تو ابر تمام بغضهایی که بی بهانه میبارد یک سیب سرخ در میان دستهای حوای خیالمی
و درخشش ودر مهربانی یک انار سرخ و شیرین میان دستهای رویاهایم ......
ترک میخوری......ای بلندترین سپیدار خیالم ...در کنار پرچینهای انتظار
...در ایینه ی روزهایم کمتر سرک بکش .که.ایینه ها را طاقت اینهمه دوری شکننده تر کرده است .
و هر انگاه که نسیم خیالت میرسد تمامی پرپروانه های ارزو با دستانت می امیزد
و در رویاهایی
به طعم چشمانت در ان سوی باغ خوشبختی
دور گلهای سرخ قصر طلایی پرواز میکنندو
تمامی اسمان چراغانی میشود در جشن بزرگی
که ورودت را ماه تبریک
میگوید.--
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر