skip to main
|
skip to sidebar
baran
۱۳۸۸ دی ۲۵, جمعه
افتاب که بیاید
تورا در انتهای جاده
خودم را راه می کشم
دیوار را بلندتر از پیش
جنون را پا به راه!
ای ابر های سرگردان
اینجا حادثه خبر نمیکند
دست نگهدارید
افتاب که بدمد
هردو به دریا می زنیم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
دنبال کننده ها
بايگانی وبلاگ
▼
2010
(43)
◄
دسامبر
(4)
◄
نوامبر
(16)
◄
اکتبر
(6)
◄
سپتامبر
(1)
◄
ژوئن
(5)
◄
مهٔ
(2)
◄
آوریل
(2)
◄
مارس
(5)
▼
ژانویهٔ
(2)
افتاب که بیاید
خیال تو
◄
2009
(28)
◄
نوامبر
(1)
◄
اکتبر
(3)
◄
سپتامبر
(3)
◄
اوت
(4)
◄
ژوئیهٔ
(1)
◄
مهٔ
(8)
◄
آوریل
(8)
درباره من
khial
very kind.like people
مشاهده نمایه کامل من
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر