- اولا فک میکردم این غربیا باید ادمای خیلی زرنگی باشند.و
می تونند همه چی رو زود تشخیص بدن.اما حالا که بزرگ شده ام
می تونم خیلی چیزارو ببینم .میفهمم که اشتباه کرده ام در حد مرگ.
هرچی باشه اونام ادمند گاه خواسته یا ناخواسته(البت بیشتر عمدا وخواسته) - اشتباه می کنند.
مثل چی؟ همین دروغ سیزده وبلاگی که بعنوان روایت معتبر ازش
نام برده اند ای بابا منتظرند ببینند ما چه جور نفس می کشیم.اما با خودم
میگم ای خوش بحالت وبلاگنویس که دروغتم
به جای راست میره تو ستون روزنامه ها شون.
مارو بتش که هی می نویسیم.شونصد و بیست نفر.یکی نمیگه باقالی به چند؟
روزنامه پیشکش!!!!!
سمیه میگه گمونم یه جای کار می لنگه.بهش میگم بدبخت کجای کاری؟
کارمون از بیخ و بن می لنگه.یکی داره باهامون لج می کنه.فقط اگه بدونم کیه
با یه شهاب سنگ به اتیشش می کشم.(البت شما باور نفرمایید)بعد وبلاگمون
معروف و جهانی میشه.شایدم زد شدیم شاعر و نویسنده ی جهانی.
ای بخشکی شانس!
به همین سادگی.
۱۳۸۹ فروردین ۱۶, دوشنبه
فعلا همین که هست
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر